دس دسی
آنیا یکی یه دونی بابا سلام
این روزا اینقدر سرم شلوغ شده که کم می تونم برات بنویسم امروز 13 دی ماه 93 ساعت 9.30 می خوام از خاطرات یه هفته قبل رو برات بگم ن چند روز خیلی شیطون شدی هم داری دس دسی می کنی هم داری بای بای می کنی سر سری رو هم که قبلا یاد گرفته بودی ،صداهای عجیب قریب در میاری خیلی ناز شدی اصلا یه جا نمیشینی فقط این ور و انور می پری تو بغل اصلا وا نمی ستی روز به روز هم نازترو دل ربا میشی هر کی که میبینه فقط بغلت می کنه و مارچا مورج بوست میکنه منم بدم میاد چیکار کنم نمی تونم خیلی عکس العمل نشون بدم همش حرص میخورم خلاصه گل دختر بابایی دیگه چیکار میشه کرد خیلی دوست دارم شیرینم.


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



دس دسی
