آنیاآنیا، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 11 روز سن داره
عشق مامانی و باباییعشق مامانی و بابایی، تا این لحظه: 17 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره
داداش علیداداش علی، تا این لحظه: 10 سال و 2 ماه و 27 روز سن داره

آنیا دختر زیبای من

روزهای شیرین

روزها همیشه به کامت مهربونم   امروز 5 فروردین سال 94  چند روز از سال جدید می گذره سال خوبی رو شروع کردیم امید دارم تا اخر سال اینطوری باشه . شب ساعت 2 سال تحویل شد ولی دیر وقت بود و نتونستیم بیدار بمونیم خوابمون گرفت و رفتیم خوابیدیم صبح بلند شدیم و رفیم خونه مامانی برا عید دیدنی 4 روز اول رو فقط تو عید دیدنی بودیم و یه مسافرت کوچیک هم داشتیم ولی هنوز خیلی بزرگ نشدی که بریم مسافرت دور انشا.. سال بعد که 2 سالت شد می ریم یه مسافرت خارج از کشور عوض امسال در بیاد یه چند تا عکس از این چند روز برات می زارم برو حالشو ببر دختر نازم.           ...
5 فروردين 1394

اولین چهارشبه سور عزیز بابا سال 93

دختر نازم خوبی   دیروز 26 اسفند 93  اولین چهارشنبه سوری زندگیت بود همه خونه بابا بزرگت دور هم جمع شده بودیم یه شب به یاد موندی بود از اونجایی که هنوز خیلی بزرگ نشدی نتونستم ببرم بیرون و اتیش یازی نگاه کنی و از رو اتیش با هم بپریم ولی از خونه پشت پنجره داشتیم بیرون به اتیش بازی نگاه می کردیم شب خوبی بود و خوش گذشت مامانی برات صندلی ماشین خریده بود و بابایی برات پول داد ، دست همشون درد نکنه ولی از سال بعد که بزرگتر بشی میریم بیرون و خوش می گذرونیم درضمن یه چند تا عکس از دیشب برات انتخاب کردم و می زارم . خیلی دوست دارم عسلم           ...
27 اسفند 1393