شیرین ترین روزهای عید 94
روزهای شیرین
روزها همیشه به کامت مهربونم امروز 5 فروردین سال 94 چند روز از سال جدید می گذره سال خوبی رو شروع کردیم امید دارم تا اخر سال اینطوری باشه . شب ساعت 2 سال تحویل شد ولی دیر وقت بود و نتونستیم بیدار بمونیم خوابمون گرفت و رفتیم خوابیدیم صبح بلند شدیم و رفیم خونه مامانی برا عید دیدنی 4 روز اول رو فقط تو عید دیدنی بودیم و یه مسافرت کوچیک هم داشتیم ولی هنوز خیلی بزرگ نشدی که بریم مسافرت دور انشا.. سال بعد که 2 سالت شد می ریم یه مسافرت خارج از کشور عوض امسال در بیاد یه چند تا عکس از این چند روز برات می زارم برو حالشو ببر دختر نازم. ...
نویسنده :
بابایی
8:31
دختر عزیزم
جیگر بابا و شکوفه های بهاری
ناز گل بابا رفته آقای برگر برا پذیرایی از شکم
اولین چهارشبه سور عزیز بابا سال 93
دختر نازم خوبی دیروز 26 اسفند 93 اولین چهارشنبه سوری زندگیت بود همه خونه بابا بزرگت دور هم جمع شده بودیم یه شب به یاد موندی بود از اونجایی که هنوز خیلی بزرگ نشدی نتونستم ببرم بیرون و اتیش یازی نگاه کنی و از رو اتیش با هم بپریم ولی از خونه پشت پنجره داشتیم بیرون به اتیش بازی نگاه می کردیم شب خوبی بود و خوش گذشت مامانی برات صندلی ماشین خریده بود و بابایی برات پول داد ، دست همشون درد نکنه ولی از سال بعد که بزرگتر بشی میریم بیرون و خوش می گذرونیم درضمن یه چند تا عکس از دیشب برات انتخاب کردم و می زارم . خیلی دوست دارم عسلم ...
نویسنده :
بابایی
8:18












